از گروه: گونه گونه
فصلنامه: دوره دوم ، سال هفتم ، شماره ۲۵ ، بهار ۱۳۸۵
علم و ناعلم

چه بخواهيم و چه نخواهيم بايد بپذيريم كه دنياي امروز، دنياي علم است، زيرا بيش و كم علم نزد همة ملّت‌ها بر همة شئون سيطره دارد، منتها بعضي ملّت‌ها در گسترش آن دست دارند و بعضي آن را فقط به‌كار مي‌برند.
علم، حاصل تفكّر و تجربة بشري است كه بعد تلطيف شده، بُعد ذهني به خود گرفته و به صورت «علم محض» درآمده، و در عمل، فنّ و صنعت را پديد آورده. انسانِ ابزارگر اوليّه، آنقدر پيشرفت پيدا كرده كه عالِم خوانده شده، و به جائي رسيده كه كشفيّات حيرت‌انگيز او چشم جهان را خيره كرده است.
ازاين مقدّمه كه از بديهيّات بود خواستيم نتيجه‌اي بگيريم و آن اين است كه علم تفكيك‌ناپذير است، يا بايد آن را در همة شئون پذيرفت, يا از آن دم نزد. نمي‌شود بخشي را به كار گرفت و بخشي را رد كرد. نمي‌شود از محصول آن كه فنّ و صنعت است بهره برد و تفكّر علمي را ناديده انگاشت. منظور از تفكّر علمي آن است كه برخورد با امور تابع منطق عيني و محسوس باشد، و آنچه كه در دايرة كشف اسرار طبيعت در خدمت زندگي قرار گرفته است و تابع اصول ثابتي است, با ماوراء طبيعي و نامحسوس درآميخته نگردد، يا به نوع ديگر تابع سياست و مصلحت روز قرار نگيرد.
بديهي است كه همة مسائل بشري تابع فرمول علمي نيست، ولي همة مسائل كم و بيش تابع نوعي منطق هست كه آنها را از وهم دور، و به ثبوت عقلي نزديك مي كند.
البتّه كسي منكر عاطفه، احساس، شور و باورهاي اعتقادي نيست، ولي آنچه روا نيست حركت دادن آنها در جهت عكس جريان بديهي و طبيعي است . آنجا كه يك چنين اختلاطي پديد آيد، ذهن دستخوش چنان اغتشاشي مي‌شود كه نتيجه‌اش بهم‌ريختگي همة امور باشد.
اگر جامعه‌اي محصول علم را به كار برد، از همة مزاياي آن بهره گرفت، ولي شيوة زندگي و تفكّر را در جهت عكس آن به كار انداخت, اين، نه تنها خلاف تدبير معاش، بلكه خلاف اخلاق هم مي‌شود، كه نسبت به آنچه از آن خوبي ديده شده حق‌نا‌شناسي به خرج داده شود.


نویسنده: محمد علی اسلامی ندوشن ،

کتاب ها فصلنامه هستی دست نوشته ها اشعار گفتمان همایش در نگاه یاران سفرهای خارجی